باز چشمان تو دارد سرِ پیکار امشب
تا سحر دیده به در دوزم و خوابم نبرد
چند دارم ز تو من خواهش و اصرار امشب
ناله و آه جگر سوز و غم تنهایی
همه آیند به مهمانی ام انگار امشب
زلف وا کرده ای انگار که دنیا شده است
پیش چشمم به مانند شبِ تار امشب
لب من در عطش بوسه ز لب های تو و
لب تو حلقه زده بر دو لب یار امشب
"تو به اندازه تنهایی من خوشبختی"
قدرِ زیبایی تو من شده سربار امشب
عشق من در کلماتی ست که چون می شکفد
اشک جاری شود از دیده خودکار امشب
از غم دوری تو روی به هر جا بنهم
میرسم من به تو چون نقطه پرگار امشب
غزلم رو به تمام است ولی صد افسوس
باز هم نیست خبر از رخ دلدار امشب #کرامت غــــــــــریبی
کرامت غریبی...ما را در سایت کرامت غریبی دنبال میکنید
برچسب: شب دلتنگی,شب دلتنگی حسین زمان,شب دلتنگی داریوش,شب دلتنگی من,شب دلتنگی شعر,شب دلتنگي,دلتنگی شب یلدا,دلتنگی شب جمعه,دلتنگی شب عید,شب های دلتنگی, نویسنده: بازدید: 16