احوالِ پریشان...
-
تاریخ: 1400/11/20 ساعت: 23:47
از هجومِ حرفهای خلقِ نادان خستهام از دلِ خونینِ و احوالِ پریشان خستهام حبس گشتم در درونِ پیکرِ رنجورِ خویش همچو مظلومی که میترسد ز عصیان خستهام خانه یک روزی پناهِ خستگی ها بوده است حال از این خانه که گردیده زندان خستهام خوب بودن حاصلش درد و پشیمانی شده از جفایِ یار و جورِ نارفیقان خستهام مثلِ حالِ ک...
احوالِ پریشان
-
تاریخ: 1400/11/20 ساعت: 23:47
از هجومِ حرفهای خلقِ نادان خستهام از دلِ خونینِ و احوالِ پریشان خستهام حبس گشتم در درونِ پیکرِ رنجورِ خویش همچو مظلومی که میترسد ز عصیان خستهام خانه یک روزی پناهِ خستگی ها بوده است حال از این خانه که گردیده زندان خستهام خوب بودن حاصلش درد و پشیمانی شده از جفایِ یار و جورِ نارفیقان خستهام مثلِ حالِ ک...
میِ نوشینِ لَبت...
-
تاریخ: 1400/11/20 ساعت: 23:47
خُرم آن دَم که در آغوشِ تو آرام بگیرم انتقامِ همهی عمـــــر از ایام بگیرم قَدَحی از مَیِ نوشینِ لبت پیش گذاری پیک را وانهم و بر لبِ خود جام بگیرم تاب گیسوی تو را شعر کنم بعد از این از شِکَرخندهات اندر غزل الهام بگیرم اگر از ذوقِ سرودن دلِ من گشت تهی من ز شاهبیتِ نگاهِ تو بسی وام بگیرم کاش این شعر به...
خسته...
-
تاریخ: 1399/9/6 ساعت: 5:51
خسته در شهرِ پر از حیله و نیرنگ و ریا هر نفس شکوه کنم روی به درگاهِ خدا سرنوشتی که برایِ منِ دیوانه نوشت همچو باغیست خزان دیده و بی برگ و نوا اندر این شهر دگر نیست هوا بهرِ نفس بستهام بارِ سفر گ
کوچه خالی
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 17:10
رفتی و بعد تو من با دل زارم چه کنم؟ حال من ابری و یک ریز نبارم چه کنم؟ کوچه خالی و دلم لک زده از تنهایی من اگر چشم به راهت نسپارم چه کنم؟ شب شد و باز من و یاد تو و این کوچه ماه من خاطره ها را نشمارم چه کنم؟ کوچه هر بار بدون تو مرا می بیند گوید از دوری تو رفته قرارم چه کنم؟ مثل هر روز اگر بر سر این ک...
شبِ دلتنگی
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 17:10
آه از چشم تر و دیده خونبار امشب باز چشمان تو دارد سرِ پیکار امشب تا سحر دیده به در دوزم و خوابم نبرد چند دارم ز تو من خواهش و اصرار امشب ناله و آه جگر سوز و غم تنهایی همه آیند به مهمانی ام انگار امشب زلف وا کرده ای انگار که دنیا شده است پیش چشمم به مانند شبِ تار امشب لب من در عطش بوسه ز لب های تو و ...